Shirzad Sharif with portrait of Zargham-ol-Saltaneh

(Hossein Pasha Khan Zarghami Shaghaghi)



بزرگ خاندان شریف و ضرغامی

The Sharif & Zarghami Families

آرامگاه مجازی

(Virtual Mausoleum)

R.I.P.

Sharif is a word and is an adjective meaning "noble", "highborn". The Sharif family have a long and great family tradition in the fields of art, medicine & law while the Zarghami family have a long and great family tradition in militaria. Both families are related and have continued the family traditions generations after generations. This family tradition of excellence has continued till this day which also includes law, mathematics, art and music at its highest order.


خاندان شقاقی ضرغامی

این خاندان از نواده‌های "جعفرقلی" یکی از چهارده برادر "صادق‌خان ایلخانی‌شقاقی" بوده‌اند که با"حاج‌خلیفه‌قلی خان‌شقاقی" عموزاده بوده‌اند، بنابراین با خاندان "ممتحن‌الدوله شقاقی" نیز عموزاده هستند. "حسین‌پاشاخان شقاقی" ملقب به "ضرغام‌السلطنه" فرزند "عسگرخان‌ شقاقی" فرزند "حسین پاشاخان" فرزند "جعفرقلی خان‌شقاقی" و فرزند "عالیخان شقاقی" هستند. حسین پاشاخان صاحب پنج پسر بود که به ترتیب سن عبارت بودند از؛ سرلشگر "عزیز الله ضرغامی"، "نجات‌الله ضرغامی"، "رحمت‌الله"، "سپهبد سیف‌الله" و "شکرالله ضرغامی". فرزندان سرلشگر عزیزالله ضرغامی عبارتند از ارتشبد "عزت‌الله ضرغامی" و "سرهنگ حیدر ضرغامی". فرزند ارتشبد" عزت‌الله ضرغامی" دکتر "مهدی شقاقی‌ضرغامی" که چندی رییس مس سرچشمه بود و زمانی هم ریاست دانشگاه صنعتی شریف را به عهده داشت و هم اکنون در آمریکا زندگی می‌کند.

حسین پاشاخان "حسین پاشاخان" امیر بهادر جنگ، سردار و وزیر دربار "مظفرالدین‌شاه" اصلا قراباغی و در ابتدا در دستگاه مظفرالدین میرزای ولیعهد در تبریز وارد خدمت شد. در سال 1301(ه.ق) هنگامی که "محمدحسین‌خان بختیاری هفت‌لنگ" پسر "حاج امامقلی خان ایلخانی قوللر آقاسی باشی" رییس غلامان "مظفرالدین میرزا" در تبریز بود، حسین پاشاخان در دسته غلامان یوزباشی بود و بعد به تدریج در دستگاه ولیعهد ترقی کرد تا این‌که در سال 1303(ه.ق) خودش جانشین "محمدحسین خان قوللر آقاسی باشی" شد و تا سال 1308(ه.ق) در این سمت باقی بود. در سال 1309(ه.ق) علاوه بر داشتن سمت مزبور با درجه سرتیپ اولی آجودان‌باشی آذربایجان و در سال 1310(ه.ق) امیربهادر جنگ شد. در زمان سلطنت "مظفرالدین شاه" تا سال 1321(ه.ق) رییس کشیکخانه بود و در این ایام به منصب سرداری رسید. در سال 1321(ه.ق) علاوه بر شغل کشیکچی باشیگری وزیر دربار نیز شد. در سال 1323(ه.ق) پس از این‌که علما و مردمی که در مسجد شاه بر ضد "شاهزاده عین‌الدوله" اجتماع کرده بودند از مسجد شاه رانده شدند به ناچار به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) رفته در آن‌جا برای گرفتن عدالتخانه متحصن شدند، شاه، امیربهادر را با سیصد سوار مامور کرد که به شهر ری رفته آنان را به هر نحوی که امکان داشت و صلاح بود به شهر بازگرداند. او رفت اما کاری از پیش نبرد و دست خالی به شهر بازگشت. وی در سه سفری که مظفرالدین شاه به اروپا رفت همراه او بود. در سال 1326(ه.ق) در کابینه‌های سوم و چهارم "احمدخان مشیرالسلطنه" وزیر جنگ شد و در سال 1327(ه.ق) پس از فتح تهران و خلع "محمدعلی شاه" به همراه شاه به سفارت روس پناهنده شد و سپس با او به اروپا رفت. امیربهادر مدتی با "محمدعلی شاه" در روسیه بود، سپس از او جدا شد، در "وین" پایتخت اتریش چندی اقامت کرد و پس از گرفتن تامین از دولت به ایران بازگشت و در حدود سال 1336(ه.ق) در تهران درگذشت. در سفرهای مظفرالدین شاه چنان که معروف است، امیربهادر به قدری نشان‌های دولتی و دربار ایران و اعطایی از سران ممالک دیگر دریافت کرده بود که در مهمانی‌ها و مراسم رسمی درباری و دولتی و سفارتخانه وی علاوه بر دو طرف سینه تا پای دامن لباس رسمی و ملیله‌دوزی شده خود را با نشان‌های داخلی و خارجی می‌پوشانید.

عزیز الله ضرغامی از امرای مورد توجه رضاشاه و مدت‌ها رییس ستاد ارتش در آن دوره بود. وی در سال 1263(ه.ش) متولد شد. پدرش "حسین پاشاخان ضرغام‌السلطنه شقاقی" بود. عزیزالله خان در جوانی وارد مدرسه قزاقخانه شد و درجه افسری گرفت و تا سرهنگی در قزاقخانه اشتغال داشت، بعد به ژاندارمری منتقل شد و چند سمت از قبیل ریاست ژاندارمری قزوین و زنجان و سلطان‌آباد با او بود. عزیزالله‌خان در چند زد و خورد هم شرکت داشت. وی درجه سرهنگ اولی گرفت. عزیزالله خان در تشکیل قشون متحدالشکل هم‌چنان در ژاندارمری بود و سمت وی فرماندهی فوج شماره یک تهران مستقر در یوسف آباد بود. در سال 1300برای سرکوبی "کلنل پسیان" به اتفاق "سرتیپ مدحت" و "سالارنظام" به سمت خراسان حرکت کردند، که در سبزوار جلوی آن‌ها گرفته شد. در همان سال کمیسیون هیئت مشورتی نظام اعلام شد که یازده نفر عضویت آن را داشتند که یکی از آن‌ها سرهنگ عزیزالله‌خان بود. به محض تشکیل قشون متحدالشکل سرهنگ عزیزالله‌خان به ریاست کل مدارس قشون منصوب و به فوریت کلیه مدارس نظامی را متحدالشکل نمود. قریب دو سال در این سمت انجام وظیفه کرد و بعد ریاست اداره مباشرت قشون به او واگذار گردید. پس از چندی فرمانده تیپ مکران و بلوچستان شد و در همین سمت در سال 1307 درجه سرتیپی گرفت در سال 1309(ه.ش) به ریاست اداره کل امنیه مملکتی منصوب شد و برای توسعه این سازمان اقداماتی به عمل آورد چند مدرسه و آموزشگاه بنیاد نهاد. در سال 1312(ه.ش) هفت نفر از سرتیپ‌های قشون به درجه سرلشگری ارتقا پیدا کردند؛ از جمله سرتیپ عزیزالله‌خان ضرغامی بود و در سال 1313(ه.ش) به ریاست ارکان حزب قشون که بعدها ستاد ارتش نام گرفت مستقر شد و تا پایان سلطنت رضاشاه در این سمت بود. او از کسانی بود که در ارتش نوین به موفقیت‌های چشم‌گیری رسید. پس از کناره‌گیری رضاشاه از سلطنت، ضرغامی از ستاد ارتش برکنار شد و به فرماندهی دانشکده افسری منصوب شد، که چند روزی در این سمت بود که بازنشسته شد. در سال 1328 که مجلس سنا تشکیل شد، وی در اولین دوره مجلس سنا سناتور شد و یک دوره در مجلس انجام وظیفه کرد. در سال 1331 پس از انحلال مجلس خانه‌نشین شد و دیگر شغلی قبول نکرد. وی یکی از افسران شاخص و مورد توجه رضاشاه بود به اندازه‌ای در شاه نفوذ پیدا کرده بود که امور ارتش با نظر او حل و فصل می‌شد. ظاهرا در دوران ستاد او که دوران شکوفایی دیکتاتوری بود ارتش توسعه بسیاری یافت، تدریجا هیجده لشگر در نقاط مختلف تشکیل شد. در شهریور 20 که قوای سه‌گانه به کشور حمله کردند، ضرغامی فورا به تشکیل ستاد جنگی پرداخت و خود در راس آن قرار گرفت و اعلامیه‌ای دادند که کارشان از یک اعلامیه فراتر نرفت. به یکباره کلیه سربازان را در شهرها و دهات رها کردند. سربازان روزها گرسنه و تشنه در بیابان‌ها با مرگ دست به گریبان بودند تا خود را به زادگاهشان رساندند. رضاخان او و سرلشگر ضرغامی را در اتاق زندانی کرد و آن‌ها جز معدود کسانی بودند که بخشیده شدند.

ضرغامی مردی متقی بود که در ادای فرایض دینی کوشا بود. او زمانی‌که با سوئدی‌ها در ژاندارمری خدمت کرد زبان فرانسه را در حد رفع و رجوع امور فرا گرفت. ضرغامی در منزل خود مجالس روضه‌خوانی برپا می‌کرد و به اهل علم و روحانیت احترام می‌گذاشت. وی در سال 57 در سن 94 سالگی درگذشت و در "امامزاده عبدالله" تهران به خاک سپرده شد.

عزت‌الله ضرغامی فرزند عزیزالله در 1288 متولد شد. پس از رسیدن به سن رشد وارد مدرسه نظام شد و دوره دبیرستان نظام را طی نمود. او در سال 1306 وارد دانشکده افسری شد و در 1308 با درجه ستوان دومی وارد ارتش شد. پس از طی مراحل توفق در درجات در سال 1318 درجه سرگردی گرفت و وارد دانشکده جنگ و فرماندهی و ستاد گردید. پس از دانشگاه جنگ در سال 1321 درجه سرهنگ دومی و در 1323 درجه سرهنگ تمامی گرفت و در سال 1330 سرتیپ شد و مدیر دروس دانشکده افسری گردید. در سال 1334 به عضویت دادگاه تجدید نظر نظامی دکتر مصدق انتخاب شد و رای دادگاه بدوی را تایید کرد. در مهرماه 1334 به درجه سرلشگری ارتقا یافت و در مهر 1339 به درجه سپهبدی نائل آمد و معاونت سپاه بزرگ را عهده‌دار شد. در همین سمت درجه ارتشبدی گرفت و پس از چندی به فرماندهی نیروی زمینی تعیین شد، پس از بازنشستگی با استانداری استان آذربایجان غربی منصوب شد و آخرین سمت وی در رژیم پهلوی سناتوری انتصابی آذربایجان به جای "محمد ذوالفقاری" بود. ضرغامی چندی هم فرماندهی سپاه خراسان را عهده‌دار شد. ارتشبد ضرغامی مانند پدر مردی متشرع و مذهبی بود فرزند وی نیز که تحصیلات عالی خود را در آمریکا به پایان رسانده بود نیز مردی مذهبی بود. عزت‌الله ضرغامی هم اکنون در سن 95سالگی غالبا در بستر بیماری است.

سپهبد سیف‌الله ضرغامی فرزند "حسین پاشاخان شقاقی ضرغام‌السلطنه" در 1285 متولد شد. پس از طی مدارس ابتدایی و متوسطه نظامی وارد دانشکده افسری شد و در 1306 به درجه افسری رسید. مدارج نظامی را طی کرد و در سال 1332 درجه سرتیپی گرفت و در 1338 سپهبد شد و ریاست یکی از ارکان ستاد ارتش با او بود. وی خواهرزاده مادر "محمدرضا پهلوی" را به زنی گرفت و از لطف و محبت پهلوی‌ها برخوردار شد.

سرتیپ نجات الله ضرغامی فرزند حسین پاشاخان دانشکده افسری تهران را در رشته سواره نظام طی کرد و سرانجام درجه سرتیپی گرفت و بازنشسته شد.







Shirzad's grandfather was titled "Mirza" which is a name of Persian origin. It is used as a surname or prefix to identify patriarchal lineage to royal aristocracies of Persia and is derived from a historical title of Persian origin (Amīrzādeh\Shāhzādeh), denoting the rank of a royal prince. It is usually defined in English as Prince of the Blood.




Mirza Ali Asghar Khane Sharif, Supreme Court Judge

Son of Mirza Esmaeel Khan (Mansoor ol Hokama)


علی اصغر شریف، فرزند میرزا اسماعیل طبیب، در سال ۱۲۸۰ (ش.) در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام دوره‌های ابتدایی، متوسطه و مدرسه عالی علوم سیاسی، وارد مدرسه عالی حقوق شد و لیسانس قضایی گرفت.

شریف در سال ۶-۱۳۰۵ (ش.) وارد خدمت قضایی شد و چند سالی مدیر دفتر محكمه شرع رسمی تهران بود (ریاست محكمه بر عهده شیخ محمدرضا ایروانی، غروی بود). دیگر عناوین شغلی وی عبارتند از: وكالت عمومی پاركه بدایت مركز، دادیار درجه اول دادسرای تهران، دادیار دادسرای دیوان كیفر، دادیار دیوان كیفر (مأمور در اداره حقوقی وزارت دادگستری)، رئیس شعبه چهارم دادگاه استان ۱و ۲ (۱۳۲۸ ش.)، رئیس شعبه دوم هیئت تجدیدنظر املاك واگذاری شده (۱۳۳۰ ش.)، رئیس شعبه چهارم دادگاه جنایی مركز، رئیس شعبه چهارم دادگاه استان ۱ و ۲، عضو معاون دیوان عالی كشور،‌ دادیار دیوان عالی كشور (مأمور در پست دادستانی شهرستانی)، دادستان شهرستان تهران، مستشار دیوان عالی كشور و عضو علی‌البدل دادگاه عالی انتظامی قضات (۱۳۵۰ ش.). وی در سال ۱۳۵۵ (ش) بازنشسته شد.

اهم آثار تالیفی و تحقیقی آقای شریف عبارتند از:

۱- نفقه در حقوق ایران ۲- ممانعت از حق

۳- مكتب عشق (در ادبیات و شعر فارسی)

۴- مقالات متعدد حقوقی كه در نشریات مختلف حقوقی قبل از انقلاب به چاپ رسیده‌اند.

یكی از كارهای تحقیقی ارزشمند آقای شریف، تهیه و نگارش مقالات مفصلی تحت عنوان نظام و تشكیلات قضایی در ایران و رساله تمیز بود كه در آنها به معرفی چهره‌های برجسته قضایی پرداخته و در نظر داشت كه به صورت كتابی منتشر سازد، اما اجل مهلتی نداد و پس از ۸۰ سال عمر با عزت، در بیست و چهارم فروردین ماه ۱۳۶۰ (ش) دیده از جهان فرو بست.

Irandokht Sharif, Shirzads Grandmother








150 year old family heirloom medical book




Sharif 'ol Ateba with Naser al-Din Shah Qajar












Malek Mansoor Sharif, PhD, Math Professor & Chairman of Math Dept, Al-Zahra University, Tehran Iran (Loma Linda University)




Arman Sharif born 27th of May 2018 with grandparents
Dr. Malek Mansoor Sharif & Alice Durazo




Dr. Pija Sharif & Arman Sharif


M.D., FAAP, Chief Medical Officer, Pars General Hospital, Tehran Iran (University of Geneva and Johns Hopkins University, Fellow of the American Academy of Pediatrics (FAAP))




Grand Master Farhang-e Sharif, born in 1931 in the town of Amol, is a well-known Iranian musician and renowned tar player, he learned music when he was four years old under the influence of his father’s teaching music and his association with the great figures of music, especially Abdol Hossein Khan-e Shahnazi, brother of Haj Ali Akbar Khan-e Shahnazi. When he was only twelve, he started his first successful solo performance in a live radio program and following that program, he accompanied the singers as a solo player in the radio program of Golha (Flowers).

He has had performances with Roohangiz, Taj, Gholam Hossein Banan, Shjarian, Mahmoudi Khansari, Iraj and others. He has introduced the instrument of tar to the world by attending in a few international festivals of music including Berlin Music Festival. His first solo accompaniment was with Mahmoudi Khansari, Master Shajarian and Golpayegani; Golpayegani’s first song was composed by him too. Master Farhang-e Sharif was awarded the first- rank badge of art, equal to doctorate degree, by President Khatami.

Farhang Sharif has his own unique style of performing the Tar, with emphasis on quality of sound, sweetness and beauty, his style is by far the most sought after style of performing Persian music, he does not nessecerily follow the radif repertoire and is known for his innovations and over 30 different techniques he uses on the Tar instrument.

متولد سال ۱۳۱۲ در شهرستان آمل است .فرهنگ شريف، يكى از سه فرزند پسر در خانواده «دكتر شريف»، پزشك نامدار تهرانى است. فضاى مساعد خانواده، شرايط رشد سالم و آموختن موسيقى اصيل را براى او فراهم كرد و در محيط زندگى آنها از فشارها و ممنوعيت هايى كه در خانواده هاى بسيارى از موسيقيدانان ديده مى شد و برخى هنرمندان با يادآورى آنها تلخكام مى شدند، اثر و خبرى نبود.

از همان دوران كودكي به موسيقي گرايش زيادي داشت به طوري كه وقتي پدرش يكبار با تار قطعاتي را مي زد ، او به ذهن مي سپرد و همان قطعات را مي نواخت و هميشه دور از چشم پدر با ساز او تمرين ميكرد . يك روز كه پدرش در منزل نبود و او قطعاتي را مي نواخت پدرش وارد شد و وقتي ذوق و استعداد او را مشاهده كرد ، وي رامورد تشويق خود قرار داد.

از چهار سالگي تحت تاثير آموزش موسيقي به وسيله ي پدرش قرار گرفت و بعد پدرش او را به كلاس استاد علي اكبر خان شهنازي برد و او در آنجا تحت تعليم استاد قرار گرفت و رديفهاي موسيقي ايراني را به خوبي فرا گرفت و چون عبدالحسين شهنازي (برادر استاد علي اكبر شهنازي) كه او نيز پنجه يي شيرين داشت و در نواختن تار از پدر خود آقا حسينقلي بهره ها برده بود با پدر او دوستي داشت و به منزل آنها آمد و شد مي كرد ، لذا او فرصت را غنيمت شمرده و از محضر عبدالحسين خان هم كسب فيض ميكرد به طوري كه خود فرهنگ شريف معتقد است تحت تاثير ساز عبدالحسين خان است و از سبك او الهام گرفته است .(شنيدن نواخته هاى عبدالحسين خان و نواخته هاى شريف، تأثيرپذيرى شاگرد از استاد را اثبات مى كند).

فرهنگ شريف ، اولين بار كه در راديو برنامه اجرا كرد ، محصل سال سوم دبيرستان دارالفنون بود و مدت يك ربع ساعت سلو اجرا مي كرد ؛ آن موقع فرستنده راديو در جاده قديم شميران بود و ممتحنين آن استاد صبا و استاد محجوبي بودند .فرهنگ شريف ، در كنسرتي كه استاد مهدي خالدي هم در جمع مدعوين بود ، پس از پايان كنسرت ، توسط ايشان به راديو دعوت شد

هنگامى كه عبدالحسين شهنازى درگذشت، فرهنگ شريف پانزده ساله بود؛ و بايستى آموزشى را ادامه مى داد. متأسفانه اطلاعات خيلى دقيقى از سال هاى آموزش او در دست نيست، در يكى دو منبع آمده است كه او از محضر استاد على اكبر شهنازى و استاد مرتضى نى داوود، دو نوازنده بزرگ نيز استفاده كرده است. اما آنچه كه نواخته هاى او نشان مى دهد، اين است كه شريف جوان از همان سال هاى ابتداى جوانى، يعنى ابتداى سال هاى طلايى موسيقى راديو و عصر «گل ها» بود، روش نوازندگى دلخواه و راه بيان احساسات فردى خود را به شكلى بى تكلف و آزاد پيدا كرده و صداقت او، ضامن دوام و ماندگارى و محبوبيت او شده است.

فرهنگ شريف قطعات متعددى براى تار ساخته، البته بيشتر به صورت بداهه هاى خلاق و آنى (كه بخشى از آنها را هنرمند ارجمند جناب آقاى هوشنگ ظريف،نت نويسى كرده و آقاى محمدرضا گرگين زاده، آنها را به چاپ رسانده) است؛ وآهنگ هاى دلنشينى از او را خوانندگان اجرا كرده اند، اما شناخت او تنها با بداهه پردازى هاى او بر «تار» است.

فرهنگ شريف در برنامه هاى مختلف موسيقى راديو، تلويزيون وجشن هنرشيراز شركت كرد. صداى ساز او همه جا شاخص بود و دوستداران خود را در بين ايرانيان تمام جهان، حفظ كرده است.از نمونه هاى بسيار زيباى نوازندگى او، اولين برنامه آوازى زنده ياد محمودى خوانسارى است كه شادروان محمودى نيز هميشه از آن به زيبايى ياد مى كرد. همچنين اجراهايى در برنامه هاى گل ها و برگ سبز و به ويژه برنامه اى در تالار رودكى به همراه حسين و اسدالله ملك، محمد موسوى و محمودى خوانسارى و امير ناصر افتتاح كه تمركز و شفافيت نوازندگى او روى صحنه، شگفتى آفرين بود

فرهنگ شريف در كارنامه هنري خود با خوانندگاني چون روح انگيز، تاج، غلامحسين بنان، شجريان، محمودي خوانساري، ايرج و ... هم نوازي داشته است و در چند فستيوال بين المللي از جمله فستيوال موسيقي برلين توانسته است ساز تار را به خوبي به جهانيان بشناسد، فرهنگ شريف چند سالي را در دانشگاه هاي مطرح امريكا به امر آموزش موسيقي مشغول بود. او نخستين هم نوازي را با خوانندگاني چون محمودي خوانساري، شجريان، اكبر گلپايگاني داشت و نخستين تصنيف اكبر گلپايگاني از ساخته هاي اوست. استاد فرهنگ شريف موفق به دريافت نشان درجه يك هنري معادل دكترا از دست آقاي خاتمي رئيس جمهور وقت شد. فرهنگ شريف در بيست و يكمين جشنواره موسيقي فجر، دو اجرا به اتفاق سعيد رودباري (نوازنده تنبك) داشت، كه بسيار تاثيرگذار بود

Ostad Farhang Sharif & President Khatami



Ostad Farhang Sharif with Germany's Prime Minister Gerhard Schroeder and Professor Samiie